رفرم گر مسلمان

رفرم گر مسلمان

می اندشیم؛ پس هستم.
رفرم گر مسلمان

رفرم گر مسلمان

می اندشیم؛ پس هستم.

اطلاعیه


بسم الله

با سلام
کرسی مجازی این جا به زودی به روز خواهد شد،‌منتظر باشید.

با سلام
پست قبلی که شرکت کننده ی چندانی نداشت و من پی بردم که در مسائل اساسی افرادی که می شناسم یا بسیار محتاط هستند و یا بسیار بی اطلاع و یا بی خیال ِ بی خیال!
این بار می خوام بپرسم به نظرتون اساسی ترین ویژگی یه نماینده ی مجلس چی می تونه باشه و چرا؟! اساسی ترین ویژگی رو بنویسید. بارزترین رو ذکر کنید؛ لزومی نداره یه لیست از ویژگی ها بنویسید بلکه اساسی ترینش رو منظورم هست و دلیلش رو هم بنویسید.
 





و اما نظر دوستان:


باران     http://baraniii72.blogfa.com/

سلام....
شما چقد انسان فعالی هستین با این سوالاتتون...وتشکیل میز گرد مجازی...

در رابطه با سوالتون فک کنم همه ی اینا ک میگم لازم باشه.
تعهد...تخصص ومدرییت
اخلاص وصداقت
و ولایت پذیری.


حاجی           http://sefeed.blogsky.com/

سلام قردش ...
تازه فهمیدم پشت این روى ماه غلامحسین چ فردى ب کمین نشسته ...
مى دونستم سر مى زدم ...

در مورد نماینده ها، بیان حداقل ها رو رعایت کنن نخواستم ویژگى بارز و این حرف ها ...
ب نظر من ولایت مدارى اصلى ترین هست. اگه کسى تونست ولایت رو در خودش حل کنه، ولایت ب معناى عام کلمه هااااا
دلیل هم مشخص هس چرا ...
التماس دعا





سید       http://www.mobin33.blogfa.com/


باسلام

به نظر حقیر مهمترین ویژگی ای که یه نماینده باید داشته باشه پاکدستی و ساده بودنش هست که تنها این خصلت هست که بهش جسارت میده، این ویژگی ها باعث میشه تو مجلس به دور از زدوبندهای سیاسی و اقتصادی باشه و اهل لابی هم نباشه که هرچی میکنه این لابی گری ها تو مجلس می کنه!!!! خصلتی که تو کمتر نماینده ای دیده میشه مثلا تو نمایندگان شهر تبریز با مشاهدات بنده{البته شاید ناقص هست اطلاعاتم}این خصلت تنها تو دکترپزشکیان نمود داره و تو بقیه خیلی خیلی خیلی کم رنگه و تو برخی هم اصلا وجود نداره!!!

این مهمترین ویژگی نماینده ی مجلس هست. یاد شهید مدرس بخیر...


از نسل سلمان      
http://afsar-saiber.blogfa.com



سلام
به نظر بنده اساسی ترین ویژگی نماینده توانایی گفتن سخن حق هست .... چه این حق به نفعشون باشه و چه به ضررشون
البته باید توجه داشت که این خصلت تنها در کسانی هست که به دور از اشرافی گری هستن و ولایت مدارن
یا حق


تخریب چی           http://takhribchi68.blogsky.com



سلام قردش...
نمی دونم چرا این ممد رو گذاشتم بازرسی ... اصلا حرف تو دهنش نمیمونه...

بریم سر بحث:

به نظرم تو کشور ما که یک نظام اسلامی است ، اولین شرط ولایت مداری این فرد است من شرط مومن بودن رو نمیگم چون کسی که به معنای واقعی ولایت مدار باشه مطمئنا که مومن است...
این شرط شرط لازم بود ولی شرط کافی نیست... یعنی هر انسان مومن و ولایت مدار نمیتونه نماینده خوبی بشه...

شرط کافی : شجاعت - قدرت بیان - ساده زیستی - قدرت تحلیل سیاسی بالا - تجربه - ضد لابی (مصلحت مردم و کشور رو به مصلحت خود و حزبشون ترجیح بده) -

من با نظر سید در مورد پزشکیان فقط در شرط کافی موافقم... درسته که پزشکیان تو بحث شجاعت - ساده زیستی - ضد لابی بودن عالیه ولی تو بحث ولایت مداری کارنامه قابل قبولی نداره...
البته آسیب نماینده هایی که تو ظاهر ولایت مدار هستن و شرایط دیگر نماینده بودن رو ندارن بیشتر از پزشکیان هستش . چون اون فرد تو ظاهر دم از ولایت میزنه (دروغ گویی) و پشت پرده لابی میکنه این امر باعث بدبینی مردم نسبت به ولایت فقیه میشه ... دیگه نخواستم اسم بیارم خطرناکه!



حاجی             http://sefeed.blogsky.com


سلام علیکم ...

داااش نه خبر؟؟؟ خالاجان چطوره ؟؟؟

آقا منظور من خاص نبود همون عام بود ...

حالا عام شاید کلمه خوبی نیس ولی منظورم خاص نبود ک نوشتی، حالا از نزدیک ببینم بهت می گم چی می خواستم بنویسم ...


سلام اخوی
منظور من هم این بود که عام کلی تر هست و همه رو دربرمیگیره یعنی همه به طور عام ولایت مدار هستند، تو باتوجه به سخنت باید می گفتی ولایت به معنای خاص... باشه، اگه تو دانشگاه همدیگه رو دیدیم توضیح بده منظورت رو.


سید                         www.mobin33.blogfa.com


من با نظر تخریب چی مخالفم. یعنی با اکثر بچه ها که اینطور حرف می زنن مخالفم. بیایید ببینیم اصلا منظور از ولایت مداری چی هست. به نظر من ولایت مداری یه اصل ثابت و کلی هست؛ چتری که همه چیز زیر اون قرار داره. یعنی یه چیزی هست که باید جزئی ترش کرد. این که مفهوم ولایت مداری از خودش ماهیت و اصالت داره اصلا درست نیست. یعنی چی که بگیم یه شخصی مثلا شجاع هست، پاک دست هست، مومن هست، درستکار هست، صادق هست، بانظم هست و ... ولی ولایت مدار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! این طور نگاه کردن به این مفهوم کاملا غلط هست. درست مثل این که بگیم یه شخصی سرساعت میاد خونه، درست درس می خونه،لباس هاش همیشه مرتب و سرجاش هست، کتاب هاش رو مرتب چیده تو قفسه ی کتاب هاش، میزتحریر و کیف و کمدش تمیز و مرتب هست اما این شخص بانظم نیست. می بینید حرفمون چقدر خنده دار و غیرمنطقی شد! همه می گن این ویژگی هایی که شمردی اصلا خود نظم هست و یه فرد باید چنین مولفه هایی داشته باشه تا بانظم خونده بشه. ولایت مداری هم درست چنین هست. یعنی پاک دستی و مومن بودن و صادق بودن و ... زیرمجموعه ی اون هست و هرکی این صفت ها رو بیشتر داشته باشه به ولایت مداری نزدیک تر هست. پس ولایت مداری و سایر ویژگی ها چند چیز جدا از هم نیست که تخریب چی از هم جداشون کرده بود!!! باید صفت های نیک رو داشت تا ولایت مدار بود. منتها هرکسی بیشترین مولفه ها رو داشته باشه ولایت مدارتر هست. درمورد دکتر پزشکیان هم همین طور هست . من ایشون رو برعکس تخریب چی ولایتمدار می دونم چون برخی از مولفه هاش رو داره. اما درصد ولایت مداریش رو نمی دونم و شما هم نمی دونید! شاید تو نظرات و تحلیل های سیاسی با آقا اختلاف نظر داره، خوب به این خاطر باید بهش گفت تو ولایت مداری کارنامه اش بد هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خیلی از نمایندگان هستند که تحلیل های سیاسی شون عین آقا هست{البته اگه تحلیلی کرده باشن} اما این افراد شدیدا لابی گر هستن و جناح بازی می کنن و از امکانات دولتی و رفاهی نهایت استفاده رو می کنن و ساده زیست نیستن و  اکثرا تو جلسات مجلس شرکت نمی کنن و وقتی هم که هستن یا خوابیدن و یا اصلا حواسشون نیست{البته برخی ها رو می گم}‌خوب اینا یعنی کارنامه ی ولایت مداریشون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟درباره ی فتنه هم دکترپزشکیان تو فتنه یه بار هم نگفت تقلب شده و تو جلسات نمایندگان با آقا هم شرکت کرد و گفت باید به مر قانون و نظر شورای نگهبان عمل کرد اما از اوضاع راضی نبود. اگه یکی تحلیلش با ولایت متفاوت باشه باید بهش گفت ولایت مدار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نظر من مولفه های ولایت مداری رو بذاریم تو کفه ی ترازو و اندازه بگیریم و  ببینیم کدوم یکیش سنگین تر هست، بعدش قضاوت کنیم. به نظر حقیر پاک دستی و ساده زیست بودن و ضدلابی و گروه و جناح بودن و مردمی بودن و جسارت و شجاعت بسیار سنگین تر از تحلیل سیاسی موافق با رهبری داشتن هست. البته این یه نظر شخصی هست.
پس لطفا از این به بعد مفهوم ولایت مداری رو درست معنی کنیم. یه چیز انتزاعی و غیرقابل تفهیم از این واژه نسازیم که اون موقع کاملا نامفهوم میشه، ضمنا برا خودمون هم درست معنیش کنیم تا وقتی ازمون پرسیدن این واژه یعنی چی نمونیم!
نمی دونم این خاطره به موضوع بحثم ربط داره یا نه اما بیانش می کنم: یه بار با یکی از بچه ها سر آقایان قالیباف و جلیلی داشتیم بحث می کردیم، ایشون گفتن قالیباف ویژگی همت جهادی ای که آقا فرمودن رو کاملا دارا هستن، من گفتم همت جهادی رو میشه برام تعریف کنی، ایشون هم گفتن این همه کار عمرانی تو تهران کرده و راه و اتوبان و پل و ... ساخته،‌ خندیدم و بهش گفتم این شد تعریف؟ خوب به نظر منم همت جهادی یعنی تو مسائل سیاسی منطقی و محکم بری جلو و حرف حق رو بزنی. همت جهادی به نظر من یعنی اخراج 17 سفیر از وزارت امورخارجه بدون هیچ سروصدایی و جایگزینی اون با نفرات اصلح تر... بعدش ادامه دادم: می بینی ، هردوتامون مثال هامون می تونه زیرمجوعه ی همت جهادی قرار داشته باشه. باید ببینیم کدوم یکی از این مولفه ها سنگین تر هست. عمران یا جسارت سیاسی؟!!!! دوستم خندید.
ربط داشت فکر کنم به بحث بالا... موفق باشید...


تخریب چی           http://takhribchi68.blogsky.com


سلام...
سید بهتره بری بالا و متن منو دوباره بخونی...
من فرد ولایت مدار رو همون مومن دونستم و اصلا از هم جدا نکردم! پاکدستی هم تو ویژگی ها فرد مومن است که من اصلا بهش اشاره نکردم.در ضمن کلمه ضد لابی رو به کار بردم یعنی نه تنها خودش اهل لابی نیست بلکه با لابی گرها مبارزه میکنه... دقت کن
ولی ویژگی ساده زیستی رو جدا کردم و فکر کنم اشتباه نباشه یعنی انسان میتونه مومن باشه و ولایت مدار ولی ساده زیست نباشه و زندگی آن چنانی داشته باشه و در عین حال خمس و زکاتشم بده و این ثروت رو از راه حلال پیدا کرده باشه. پس میشه مومن و ساده زیست رو از هم جدا کرد...
من جواب شما رو با سوال بدم.
اگه بخواهیم شجاعت،پاکدستی،ساده زیستی، ضد لابی بودن رو همون ولایت مدار بودن تعریف کنیم پس به نظرت "مشایی" از همه ولایت مدارتر نیست؟
فقط ایشون مثل پزشکیان که فتنه88 رو قبول نداره ، تو تحلیل سیاسی شون ! بیداری انسانی،ملت اسرائیل،جمهوری ایرانی و... رو قبول دارن ... پس مشکلی که نیست ایشون ولایت مدارترند؟!
وقتی مالک چند قدم تا خیمه معاویه مونده بود دقت کنید "معاویه" ،حضرت امیر گفتن برگردو مالک برگشت، اگه مالک قرار بود تو اون لحظه شرایط رو خودش تحلیل کنه و برخلاف فرمان مولا عمل میکرد مطمئن باشید از خیمه دیگه اون مالک ولایت مدار بیرون نمیومد و روزی به عاقبت طلحه و زبیر دچار میشد.
قضایای فتنه 88 مثل مسائل اقتصادی و فرهنگی نیست که هر کس یه نظر کارشناسی داشته باشه ! خواهرم فتنه است فتنه!
ولایت مداری فکر نکنم معنای نسبی داشته باشه که شما ترازو در نظر گرفتید و دارید اندازه گیری میکنید... ولایت معنای مطلق دارد یعنی نمیتونیم بگیم فلانی 60 در صد ولایت مدار است...
یا حق...  



حاجی    
http://sefeed.blogsky.com


 
سلام ...

آقا چرا نظر من رو تفسیر می کنی، بذار ملت هر چی برداشت می کنه بنویسه. اگه خودت هم می خوای نظر بدی با اسم غلامحسین نظر بذار خب ...

راستی چرا تو متن سید کلمه تخریب چی رو بلد و قرمز کردی؟؟؟ اینم از اون کارهاست ها ...



سید                                     www.mobin33.blogfa.com

هوالحبیب

خدمت تخریب چی:
طبق فرمایشتون چندین بار متنتون رو خوندم تا ببینم کامنتم اشکالی داشت یا نه!!! چیزی که فهمیدم این بود که واژه های اساسی مون رو کاملا غیرکارشناسی استفاده می کنیم. ببخشید این طور می گم اما حرف حق رو باید گفت و کسی هم نباید ناراحت بشه. دوباره می رم سراغ واژه ی ولایت. شما رو ارجاع میدم به سخنان حاج آقا نظری تو اعتکاف رمضان امسال. اون جا ایشون فرمودن تو بحث روی ولایت فقیه و موضوعات این طوری ابتدا ولایت، فقیه،مطلقه رو باز کنید بعدش همه چیز خودبه خود حل میشه. این جا هم بنده شما رو دعوت می کنم به تحلیل کردن درست ولایت مداری. ولایت مداری یعنی تحت ولایت الهی بودن. تحت ولایت الهی بودن یعنی تحت امر حضرت حق بودن، یعنی همرنگ حضرت حبیب شدن یعنی "صبغه الله" شدن... این رنگ خدایی هم با انجام واجبات و ترک محرمات خداوند حاصل میشه. خداوند سایه ی ولایتش رو هم ائمه ی هدی و سایر اولیائش با نصب مستقیم و غیر مستقیمش قرار داده. خوب این یعنی ولایت مداری... حالا یه شخص به نظرتون کی ولایت مدار هست؟ به نظر من هرچه قدر رنگش خدایی تر باشه زیر پرچم حضرت حق هست و ولایت مدار... تو روایات هست که خیلی از غربی ها زمان ظهور خیلی راحت میرن زیر چتر ولایت حضرت صاحب!!! فکر می کنید چرا؟ برای این که در اصل از ما مسلمان تر هستند، تنها اشکالشون  قبول نکردن اسلام هست و بس.(البته اگه عنادی درباره ی اسلام نداشته باشن و از روی تبلیغات و ناآگاهی مسلمان نشده باشن) نظم غربی ها همونی هست که اسلام میگه،‌مگه نه؟ پس اونا تو استفاده از وقتشون نسبت به ما به اسلام پایبندتر هستن و ولایت مدارتر!!! تعجب نکنید، بله ولایت مدارتر، مگر این که اصلا خدا رو قبول نداشته باشن و کاملا مادی به نوعی امانیست باشن که در اون صورت اجر اعمال خوبشون تنها نتایج و پاداش دنیوی هست و بس. مثلا ساختار اقتصادی محکمی پیدا می کنن یا دارای بهترین کارخانه های ماشین سازی می شن و همین. اینا تنها کاریزمای اعمالشون هست،‌نتایجی کاملا مادی. شما می فرمایید مشایی، من عرض می کنم خود فرعون هم کار خدایی می کرد. خداوند به یکی از انبیائش می فرماید فرعون چندتا کار داشت که مورد پسند من بود، یکیش شانه کردن ریشش و مرتب بودنش بود!!! (سایر کارهاش یادم نیست) خود حاتم طایی مشرک بود و مال زمان جاهلیت بوده اما می بینید که نامش مونده تو تاریخ! چرا؟ چون بسیار بخشنده بوده و دست گیر دیگران! البته این بحث بسیار سنگین تر از این هست و باید روش بسیار مطالعه کرد و بنده هم اطلاعاتم ناقص هست تو این زمینه اما می دونم که باید رو مسائل اساسی شعاری قضاوت نکرد. بحث ولایت بسیار بحث عظیمی هست و نباید امثال بنده ندانسته وارد اون بشیم و ... دیروز آیت جوادی آملی حفظه الله می فرمود تو بحث برهما و دین اسلام علماشون میگن برهما همون الله هست و بحث فقط تفاوت اسم هاست اما تو طبقات پایین تر، افراد جاهل این آئین می زنن همه چیز رو خراب می کنن.(البته منظورشون تائید هیچ آئینی نبود بلکه بحث معرفتی می کردن)
شما می فرمایید یکی می تونه زندگی آن چنانی داشته باشه(از راه حلال) و خمس وزکاتش رو هم بده اما ولایت مدار هم باشه!!!!!!!! آخه این با کجای حرفای خداوند تو قرآن سازگار هست؟!!!!!!!!!!!!!!!! بله اگه چنین فردی مثل حضرت سلیمان باشه و دست گیر یه جامعه بشه (تاکید می کنم یه جامعه) این که مسئله ای نداره اما اکثرا رفاه برای افراد غفلت میاره و برای همین مضمون هست. حتما مطالعاتتون تو زمینه امام شناسی وسیع هست، می دونید که تو همه ی روایات تاکید بر ساده زیستی شده، تاکید موکد!!! فکر کردید واقعا چرا؟! حضرت امام هم تو مانیفستش فرمودن رفاه با مبارزه اصلا سازگار نیست. به نظر حقیر هرچه بر سر دنیا اومده از این رفاه زدگی و دنیاپرستی اومده و برا همین این اشکال رو خیلی خیلی جدی تر می دونم، خیلی جدی و کسی که این صفت رو داشته باشه در ولایت مداریش باید شک کرد!!! بدون شوخی... مسئله ی مشایی هم کاملا فرق داره که آوردید! اعتقاد ایشون در مسئله ی ولایت کاملا متفاوت هست. چون بنده اطمینان کامل حاصل نکردم برای هم پیشنهاد میکنم خودتون مطالعه کنید نظرات ایشون و مرادشون رو. اعتقاد به ظهور صغری و کبری و ... البته نمی دونم چقدر از این حرفها درست هست و چقدرش نیست!!! ضمنا تا اون جایی که بنده مطلع هستم ایشون شجاعت خاصی نداشتن، به شدت هم اهل لابی و جمع افراد موردنظر خودشون در دولت بودن، پاک دستی ایشون هم کاملا جای سوال داشت، جریان کمک های میلیاردی به بازیگران و جشن استادیوم آزادی و دانشگاه ایرانیان و ... از شما بعید بود با این همه اطلاعات سیاسی این ایرادات رو بکنید. تحلیل سیاسی هم که بنده عرض کردم درباره ی مسائل فرعی بود، مثلا فتنه بودن جریانات 88، اما مسئله ی اسرائیل و اسلامی بودن جمهوریمون و ... که جزو ارکان نظام اسلامی هست و نمیشه رو این مسائل تحلیل ارائه داد. می بیبنید برادر؟ شما اصلا قیاس های نامربوط میارید، انگار بفرمایید تو فقه مسئله ی احکام میت با مسئله ی جهاد یکی باشه!!!! جهاد یه اصل اساسی تو اسلام هست اما احکام میت جزو مسائل چند صدم اسلامه!!! این جا هم تحلیل سیاسی تو مسائل جاری کشور تا زمانی که جزو خطوط قرمز نباشه اصلا مسئله ای نداره حتی اگه با نظرات رهبری متفاوت باشه. اما تو خطوط قرمز باید مطیع بود. دکتر پزشکیان با همه ی طرفداری از آ.موسوی اما بعد از غائله ی 25 خرداد دیگه مثل آقا فرمودن مر قانون و شورای نگهبان، این یعنی تو خطوط قرمز که قانون هست تعدی نکردن پس ولایت مداریشون این جا ثابت هست، البته از دلشون کسی آگاه نیست، اما تو تحلیل مسائل با آقا اختلاف نظر دارن،‌این که اصلا مسئله ای نداره،‌شما که رهبری رو اصل می دونید سخنان آقا رو نشنیدید اون جا که بارها فرمودن تحلیل ها اگه بر خلاف تحلیل و نظر من هم باشه اصلا مسئله ای نداره؟!!! چرا این همه 0 یا 100 هستیم ماها؟! آقا تو سخنرانی هاشون فرمودن آرمان گرا باشیم اما با لحاظ کردن واقعیت ها! یادتون هست این حرفشون؟ آرمان گرای ولقع بین باید بود وگرنه همه ی حرفامون شعار میشه. چیزی که اکثرمون بهش دچاریم. اکثر ما بچه ارزشی ها، با احترام به اون اقلیت دانشمند، در بولتن ها و نشریه ها و ... درجا می زنیم و فکر می کنیم این ها آدم رو صاحب تحلیل می کنه. نه! این ها مشغولیت عمرسوزی بیش نیست.(خودم رو بیش تر از همه مورد خطاب قرار می دهم.)
درباره ی مثال مالک که آوردید هم یادتون باشه اولا ولایت حضرت امیر ولایت معصوم هست و با ولایت فقیه فرق می کنه. دوما در جهاد و جنگ باید تماما تحت فرمان مطلق فرمانده کل قوا بود، این جزو خطوط قرمز جهانی هست نه فقط اسلام. اینجا اصلا جایی برای تحلیل نیست که شما ذکر کردید! هرکس هم از امر فرماندهش پیروی نکرده دچار غائله ی تنگه ی احد میشه و یا تبدیل به پشیمانان صفین میشه! این مثالی که آوردید با سایر تحلیل های سیاسی فرق می کنه. یه مثال: تحلیل متفاوت و اختلاف نظر حجربن عدی یار باوفای حضرت امیرالمومنین (ع) و امام حسن مجتبی(ع)(که بعدها شهید شد) تو مسئله ی صلح امام حسن با نظر آقا امام مجتبی!!!!! تعجب نکنیم، مطالعه کنیم.
در آخر:برعکس شما به نظر حقیر ولایت مداری افراد کاملا نسبی هست. یعنی یکی از یکی دیگه می تونه ولایت مدارتر باشه. لطفا این موضوع رو هم مطالعه کنیم.
امیدوارم مطالبم مفید بوده باشه.







دیر به روز می کنم و این به دلیل مشغله ی کاری هست. شرمنده ی همگی تان هستم البته دلیل دیگرش ناشی بودن در وبلاگ نویسی می باشد. چون بنده تازه کار هستم و هنوز خیلی مانده است تا به گردپای برخی از عزیزان برسم. اما باید برنامه ی وبلاگ نویسی داشته باشم تا بتوانم مرتب بنویسم. هدف هم برای وبلاگ نویسی خیلی مهم هست که الحمدالله آن را دارم. شما هم کمکم خواهید کرد تا بتوانم این راه را ادامه بدهم. تو بحث قبلی دوستان کمی حاضر شدند و این باعث ناراحتی بنده شد. البته برای اول کار مسئله ای نداره اما در ادامه باید این بحث ها افراد زیادی رو وارد حلقه اش بکنه. انشاالله... جمع بندی بحث قبلی و یه نتیجه گیری مختصر رو به صورت پی نوشت زیر همون پست خواهم گذاشت.

اما این دفعه میخوام بپرسم نظرتون درباره ی نامه نوشتن به ولی فقیه و نقد ایشون چیه...



نظر دوستان:


سید            
http://www.mobin33.blogfa.com

هوالحبیب
به نظر حقیر نقد ولی فقیه و بیان اشکالات ایشان نه تنها اشکالی ندارد بلکه باعث خیلی از روشنگری ها می شود که " مشورت استفاده از عقول بسیار است" این کار باعث محافظت از این رکن رکین نظام از اشتباهات احتمالی و کمک به دقت و ریزبینی این دیده بان می شود. اما این که این نامه نگاری چگونه و توسط چه کسی و با چه نیتی انجام شود و زمان این نامه نگاری و چگونگی رسیدن آن به دست ولی فقیه خیلی مهم هست. فتنه 88 یادتان هست؟ در آن زمان اکثر افراد از کوچک تا بزرگ با اهداف کاملا جناحی و محدودی هم با هدف دلسوزی اما با کودکی تمام شروع به نامه نگاری کردند اما تقریبا همگی شان نامه ها را رسانه ای کردند. یعنی نامه ی سرگشاده نوشتند آن هم در زمانی که اصلا زمان این کار نیست و دشمن از هر آبی چه گل آلود و چه رقیق و چه غلیظ و چه صاف و چه ... ماهی اش را میگیرد!!! نامه ها هم اکثرا نقد و پیشنهاد نبود بلکه نوعی موج سواری بر روی موج های فتنه بود، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه!!! بیشتر نامه نگاری ها هم وجهه ی سیاسی دارد و کمتر دیده شده که یک دردمند حوزه ی عدالت اجتماعی دردها و نقدهایش به رهبری را به صورت نامه بنویسد و یا نقدهای فرهنگی رهبری را جمعی از اساتید و هنرمندان و فرهنگیان به آقا بنویسند! البته دیدارهای حضرت آقا با هنرمندان و فرهنگی ها و دانشجوها و فعالین اقتصادی و ... تقریبا همین کار را می کند اما... پس نقد ولی فقیه و نامه نوشتن به ایشان مسئله ای ندارد اما به علت محوریت این جایگاه باید این نقدها درست و منطقی، از طرف افراد دردمند و متخصص و بصیر و از طریق درست به دست ایشان برسد البته انشاالله که این نامه ها را به دست ایشان برسانند.  


تخریب چی                       

http://takhribchi68.blogsky.com
سلام علیکم...
من که تو رو نشناختم داداش ولی مثل اینکه تو ما رو خوب میشناسی... هر قدر فکر میکنم ببینم من کدوم دوستم اینقدر روشن فکره چیزی به فکر نمیاد...

حالا قبل از شرکت تو بحث بگم که من اصلا علاقه ای به بحث تو وبلاگ ندارم مخصوصا بحث سیاسی، بیشتر بحث فیس تو فیس رو ترجیح میدم ولی چون دعوت کردی اومدم...
در مورد جواب سوال :نقد و بررسی رهبری رو ما قانونا با انتخاب نماینده خبرگان به مجلس خبرگان واگذار میکنیم...

چرا اجبار؟!






 به نظرم اومد درباره ی یه موضوع مهم باهم بحث کنیم، شاید به نتیجه برسیم.
بنده سوالم رو می نویسم و دوست دارم شما کاملش کنید.
 مگه اسلام نفرموده "لا اکراه فی الدین"؟ بر این اساس چرا باید حجاب اجباری باشه؟ نه باحجاب بودن باید اجباری باشه و نه بی حجاب بودن{مثل زمان رضاخان}. هرچیزی که اجباری باشه دل رو می زنه...






و اما نظر دوستان...

ادامه مطلب ...

آغاز


به نام او

 زیاد اهل نوشتن نیستم اما خیلی دقیق اهل نگاه هستم. دوست دارم بیشتر برای بحث و گفتگو پست بگذارم. با دروس دانشگاه و مشغولیت تو کارهای فرهنگی دانشگاه و  اشتغال فرصتی برای نت نیست و اصلا ادعایی هم در این میدان نبرد ندارم. البته شاید اوضاع با پیش رفتن به جلو تغییر بکند و بشویم از آن دو آتیشه های غیرقابل تحمل! خدا را چه دیدید. این جا را فعلا اجاره کرده ایم برای این که دوستان را ببینیم و بشنویم.
توفیقاتتان روزافزون